پدرام و پرینازپدرام و پریناز، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 20 روز سن داره

دل نوشته های خودم تقدیم به دو دلبند عزیزم پدرام و پریناز

سر و کله زدن من با شیطونی هاتون

سلام عشق های مامانی امروز میخوام از شیطونی های شما براتون بگم الان شماها 10 ماه و 16 روزتونه ،عسل های من شماها خیلی خیلی ماشاالله شیطونی می کنید جوری که من و مامان رویاتون یکسره باید دنبال شماها باشیم تازه هنوز راه نمیرین یکیتون از این مبل بالا میره و یکی دیگه از مبل دیگه بعد خودتون رو پرت می کنید پایین تازه ما سعی کردیم بیشتر وسایل رو جمع کنیم ولی شما ها یا از تلویزیون بالا میرید یا مبل یا هر چیز دیگه یعنی باور کنید یک دقیقه استراحت ندارم الانم که دارم می نویسم چون باباتون خونه است برین بقیه شو بخونید وروجک هاااااااااااااااااااااااااااااااا شب ها تا ...
28 تير 1393

ماکارانی خوردن خوشگل شماها در 10 ماهگی

عکس های شمادو تا عسلم در حال ماکارانی خوردن البته فکر نکنید که همشو خوردیم من خودم مشت مشت میدادم دستتون ولی شما فوقش چند تا دونه ماکارانی رو خوردین واقعا شما دو تا گلم خیلی بدغذا هستین مخصوصا پرینازم تو که دیگه خیلی بد غذایی  مامانی خیلی تلاش میکنه که شماها فقط چند لقمه غذا بخورین تروخدا مامانی رو شاد کنید حسابی بخورینننننننننننننننننننننننن   ...
28 تير 1393

خرابکاری باباتون روی موهای سرتون

چند روز پیش می خواستم ببرمتون آرایشگاه تا موهاتون رو کوتاه و مرتب کنه بعدشم میخواستم ببرمتون آتلیه تازه رفته بودم علاوه بر لباس هایی که داشتین چند دست لباس خوشگل تابستونی هم خریده بودم براتون خلاصه باباتون گفت نمیخواد ببری آرایشگاه من خیلی واردم تو سربازی موهای دوستامو من کوتاه میکردم من همچین کوتاه می کنم که کیف کنی منم یک لحظه ساده شدم حرفشو باور کردم خلاصه عزیزای دلم قیچی رو گذاشت رو سرتون از ته زد مخصوصا پرینازم برای تو خیلی ناراحت شدم تو موهات خوشگل بلند شده بود با دو تا کش خوشگل واست می بستم ولی یهو بابات از وسط سرت موهاتو از ته زد دیگه...
12 تير 1393

وابستگی خیلی زیاد شما دو تا به من

سلام نفس های مامانی عزیزای من شما الان  که 10 ماه سن دارین به حدی به من وابسته هستین که حتی تا دستشویی و حمام هم که میرم زار زار گریه می کنید حتی مجبورم با در باز جلوی شما حمام برم وگرنه خودتون رو هلاک می کنید از گریه وقتی هر روز تردمیل میرم شما دو تا هم میاین پیش من کلا هر جا میرم و هر کاری میکنم شما دو تا پشت سر من میاین این وابستگی تا حدی هست که با وجود اینکه مامان رویا از اول به دنیا اومدنتون پیشتون بوده و بزرگتون کرده و یا حتی باباتون وقتی من نباشم پیششون نمی مونید مخصوصا پرینازم تو بیشتر به من وابسته ای تا حدی که همه نشستیم من یک لحظه بلند میشم ...
12 تير 1393

بالاخره مروارید های سفید جفتتون دراومد

سلام نفس های مامانی پریناز عزیزم تو الان 3 تا مروارید سفید تو دهنت داری که 2 تاش تازگی نیش زده و یکیش یکم اومده بالا پدرام عزیزم تو هم دو تا مروارید سفید تو دهن خوشگلت داری که یکیش نیش زده و یکیش یک کمی اومده بالا   انشاالله 200 سال تو دهنتون دندونای خوشگل و سالم باشه دوستتون دارم نفس های مامانی به زودی اگه تونستم یعنی اگه بذارین از دندوناتون عکس بگیرم حتما عکس می گیرم براتون میذارم البته هنوز مروارید های قشنگتون واضح واضح نیست ...
12 تير 1393
1